السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

20

تفسير الميزان ( فارسي )

داشته باشند ( 8 ) . آن هنگامى را كه به پروردگارتان استغاثه مىكرديد ، و خداوند استغاثه تان را مستجاب كرد ( و فرمود : ) من شما را به هزار نفر از ملائكه هاى منظم شده كمك خواهم كرد ( 9 ) . و خداوند اين وعده را نداد مگر براى اينكه بشارتى بر شما بوده و شما دلهايتان قوى و مطمئن شود ، و هيچ ياريى جز از ناحيه خدا نيست كه خدا مقتدرى است شايسته كار ( 10 ) . آن هنگام را كه افكند بر شما خمار خواب را تا آرامشى باشد از ناحيه او ، و او فرستاد بر شما از آسمان آب را تا با آن تطهيرتان داده و از شما چرك شيطان را ببرد ، و دلهايتان را محكم ساخته ( و جا پايتان را سفت كند ) و در نتيجه قدمها را استوار سازد ( 11 ) . آن هنگام را كه خداوند وحى كرد به ملائكه كه من با شمايم پس استوار بداريد كسانى را كه ايمان آوردند . به زودى در دلهاى آنان كه كافر شدند ترس و وحشت مىافكنم ، پس شما بالاى گردنها را بزنيد ، و از ايشان هر سرانگشت را قطع كنيد ( 12 ) . اين بخاطر آن بود كه ايشان با خدا و رسولش مخالفت كردند ، و هر كه با خدا و فرستاده او مخالفت كند ( بايد بداند ) كه خدا شديد العقاب است ( 13 ) . اينك بچشيدش ، و همانا كافران را است عذاب آتش ( 14 ) . بيان آيات اين آيات اشاره به داستان بدر مىكند كه اولين جنگ در اسلام است ، و ظاهر سياق آيات چنانچه به زودى روشن خواهد شد اين است كه بعد از پايان يافتن واقعه نازل شده باشد . * ( « وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّه إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّه أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِه وَيَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ » ) * يعنى به ياد آريد زمانى را كه خداوند به شما وعده مىدهد ( غلبه بر يكى از دو طائفه عير و نفير را ) ، خداوند در اين آيه نعمتها و سنتهاى خود را براى ايشان برمىشمارد تا چنين بصيرتى بهم برسانند كه خداى سبحان امرى به ايشان نمىكند و حكمى بر ايشان نمىآورد مگر به حق و در آن مصالح و سعادت ايشان و به نتيجه رسيدن مساعى ايشان را در نظر مىگيرد ، و وقتى داراى چنين بصيرتى شدند ديگر در ميان خود اختلاف نكرده ، و نسبت به آنچه كه خداوند براى آنان مقدر كرده و پسنديده اظهار كراهت ننموده بلكه امر خود را به او محول نموده و او و رسول او را اطاعت مىكنند . و منظور از « طائفتين » دو طايفه عير و نفير مىباشند كه مقصود از « عير » قافله چهل نفرى قريش است كه با مال التجاره و اموال خود از مكه به شام مىرفت ، و همچنين از شام به